غم تنهایی

گم شده ام در پیچ ُ تاب ِ افکارم...!!

خدايا تو را دوست دارم

تو را دوست دارم كه آسمان تنهايي مرا با مهرباني و لطافتت پر مهر و آرام ميكني

خداوندا تو ميداني كه جز تو عشق بي نام نشان است

تو خود خالق عشقي پس مرا نيز عاشق گردان

به لطافت ستارگان تنهاي آسمان شب

به قرائت آرام كلامت

به نجابت اشكهاي غلطان بر گونه هاي گريان بنده سراپا گناهت

و به تمام خوبيهايت تو را سوگند ميدهم

كه مرا تنها مگذار

مرا تنها مگذار تا با آرامش حضورت بي نياز شوم

مرا تنها مگذار كه مبادا نگاهم به نگاه بنده اي از جنس خاك محتاج شود

دستان نحيفم را در غايت نياز به سويت ميكشانم

چشمان گريانم را ملتمسانه به درگاه بي شائبه ات ميدوزم

و از مناعت ذاتت ميخواهم كه مرا آرام گرداني تا در آرامش تو

 

خداوندا

نمی دانم ما انسان ها چرا اینگونه هستیم

زمانی که چیزی می خواهیم یا ناراحتی و مشکلی داریم به یادت می افتیم

ولی این بار ناراحتی و مشکلی ندارم

فقط به کمکت احتیاج دارم

خدای من،شنونده ی مناجات های من

یاریمان کن در آغاز ماه مبارک ، دراین ماه پر برکت

اعمال خوبی داشته باشیم

وواجبات خود را انجام دهیم

توانایی روزه گرفتن را بر ما ارزانی فرما

ای مهربان ترین مهربانان

 

+ ماه مبارک رمضان را به همه تبریک میگم... از همه خواهش میکنم تو این شب ها به یاد منم باشن.... التماس دعا

 

+ گفت: هر بار ایم سوی تو تا اشنا گردی به من

        هر بار از بار دگر بیگانه تر بینم تو را

 

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط خودم|

خانه تکانی میکنم دلم را ‎

تمام خاطراتت را ‎

تمام خواستنت ‎

تمام یادگاریهایت را ‎

ازقلبم ازذهنم ازاحساسم بیرون میکنم ‎

پاک پاک می شوم 

عاری ازتمام تمام تو‎

سبک می شوم ‎

آرام ، ساکت ،‌باوقار‎

روی مبل مینشینم‎

انگار دیگرنیستی ‎

به تلویزیون روشن خیره می شوم‎

جزتو نه چیزی میبنیم نه چیزی می شنوم‎

تمام من ازتو سرشاراست 

تمام خاطراتت برگشته اند‎

قلبم سرشارازعشقت ‎

به سختی میتپد ‎

وبازاین سوال بی پاسخ‎

من بدون توچه کنم‎

واشک امانم نمی دهد

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

+ یـــه پنجــــره بـــــا یه قفس

یه حنجــــره بی هــم نفس

سهـــم مــن از بــودن تـــــو

یه خاطــرس همیـــن و بـس

 

+ در هوای تو همیشه میمانم...

هیچ بادی دست و دلم را...

از هوای تو دور نمی کند...

 

سال روز میلاد پر برکت امام حسین (ع) و امام سجاد (ع) و ابوالفضل العباس (ع) را به عموم مسلمان های جهان تبریک و تهنیت می گویم.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 2:41 قبل از ظهر توسط خودم|

سال ۱۳۹۲ هم گذشت...
بعضيا دلشون شكست...
بعضيا دل شكوندن....
خيليا عاشق شدن و خيليا تنها....
گريه كرديم.... 
خنديديم....
خيليا از بينمون رفتن و خيليا وارد زندگيمون شدن....
حالا فقط چند ساعت مونده....
چند ساعت از يك سال خاطرهامون كه گذشت....
و چند ساعت از تموم شدن سالى كه با همه خوبى ها و بدى هاش ميره و فقط ازش يه مهرهِ 
"۱۳۹۲" زير اين خاطره ها ميمونه...

سال ۱۳۹۳ رو پیشاپیش به همهٔ دوستای عزیزم تبریک میگم

امیدوارم سال خوبی‌ باشه براتون

۴شنبه سوریش بی‌ خطر باشه

سالی‌ پر از شادی و مملو از آرامش

امیدوارم همیشه لبخند به لبتون باشه و عاشق باشین و غم و غصه ازتون دور باشه



پ.ن ۱: دلتنگی چه حس بدی است....
تنهایی چه حس بدی است
کاش...
پاره ای ابر میشدم
دلم مهربانی می بارید
کاش نگاهم شرار نور میشد
اشتی میدادش
و
که دوست داشتن چه کلام کاملی است
و
من...
چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!

پ.ن ۲: من امید دارم... مطمئنم که می‌شه.... خدا هیچکسو ناامید نمی‌کنه...

پ.ن ۳: با خدا باش و پادشاهی کن

          بی‌ خدا باش و هرچی‌ خواهی‌ کن


نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط خودم

یه وقتایی باید رفت...!


اونم با پای خودت...!


باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی...!


درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه...!


ولی بدون....


یه روزی ...


یه جایی....


بد جوری یادت می افتن که دیگه دیر شده


- تو میروی که ابره غم بباره 

آشوبم، آرامشم تویی....


- شکرت‌ خدا، به هزار دلیل ساده، همین...


نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط خودم|

دیوانه می کند مرا.....

صدای شرشر باران

با شیشه های خیس خورده از قطراتش.........

با شبی که پرشده از اشک هایم

و خفه کردن هق هق هایم با بالشتم

با مرور کردن خاطرات تلخ و شیرینم از تو

با شنیدن اهنگ های مورد علاقه ات

گیر کرده ام در میان شبی که با انتظار سر میشود

سرانجام در اغوش تنهایی...

شب نیز صبح می شود

کم کم همه چیز تمام میشود

هق هق ها کم میشود

اهنگ قطع میشود

شب صبح میشود

من اما

تمام میشوم..!!!

تمام........................................!


نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط خودم|

يکــــــــــــــ دقيقه سکوتــــــــــــ !

بخــاطــــرِ تمــامِ آرزوهايــــي کــه در

حـــدِ يکـــــ فکـــر مانـــدنــد!!!

بخاطـــــرِ شبـــــــ هايـــي که با انـــدوه سپري كـــرديـــم ...

بخاطـــرِ قلبـــي که زير پاي کساني که دوستشان داشتيم لِه شــــد ...!

به خاطــــرِ چشمانـــي که هميشه باراني

ماندنــــد!!!

يكــــــــــــــ دقيقــه سكوتـــــــــــ!

به احترامِ کساني که شـادي خــود را ...

با ناراحتــــــ کردنمان به دست آوردنــد!!!

بخاطرِ صداقتـــــــ که اين روز هــا وجودش فراموش شده استــــــ ...

بخاطـــرِ محبّتــــ که بيشتر از همه مورد خيانت واقع گرديـــد!!!

يکــــــــــــ دقيقه سکوتـــــــــــــ !!!

به خاطـــرِ حرف هايــــي که هيچ وقتـــــــ گفته نشـــد!!!

براي احساسي که هميشه ناديــــــده گرفته شــــد !..............?


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


پ.ن 1: ماها فقط نشستیم و خدا خدا میکنیم تا کارامون جور بشه؛

بدون اینکه قدمی واسه کار خودمون برداریم...

این رسمش نیست.

قدیمی میگفت: از تو حرکت، از خدا برکت...

گذریست، زندگی ما. می آید و می رود. کمی عمیق تر بنگریم...


پ.ن2: هميشه باب ميل و بهتريني

                عوض نميشي تا ابد، هميني

نشد يه روز، حتي ازت برنجم

                با چي آخه، علاقت رو بسنجم

سرم رو با لبخند رو شونت ميذارم         من هيچكي رو، قدِ تو دوست ندارم

بگو بهم قول ميدي تا هميشه              چيزي از اين علاقه كم نميشه

پ.ن3: پیشاپیش یلداتون مبارک...


نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط خودم|


اولين روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگير شديم

چتر نداشتيم

خنديديم

... دويديم

...... و

به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزيديم

دومين روز بارانی چطور؟

پيش بينی اش کرده بودی

چتر آورده بودی

و من غافلگير شدم

سعی می کردی من خيس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خيس بود

و سومين روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خيس شد

و

چند روز پيش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با يک چتر اضافه آمدی

و مجبور بوديم برای اينکه پين های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برويم

فردا ديگر براي قدم زدن نمی آيم

تنها برو



نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 5:10 بعد از ظهر توسط خودم|


کاش بوديم آن زمان کاری کنيم 
از تو و طفلان تو ياری کنيم 
کاش ما هم کربلايی می شديم 
در رکاب تو فدايی می شديم 
السلام عليک يا ابا عبدالله 

گروه گل یاس


فرا رسیدن ماه محرم

را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم.

    ๑۩۞۩๑التمــاس دعـــــا๑۩۞۩๑     



پ.ن: شادمانی که نشد قسمت ما در دنیا 


      سجده  شکر گذارم که غمت قسمت شد

      (وبلاگ علی جان نثاری)



نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط خودم|

يه مرحله ای هست تو زندگی که از اون به بعد ديگه اجازه ورود آدم جديد به زندگيتون نميدين....
نه اين که نخواين; حوصله اشو ندارين واعصابه تازه آشنا شدن وکشف اخلاقای شخصيت جديدو ندارين....!!!
يه حلقه از دوستايی قديميتون ميسازين خودتونم وسطش; 
تازه شايد دونه دونه از اون حلقه هم کم بشه; فقط فرقش اينه که تو چه سنی به اين مرحله برسين....
اين مرحله تازه مرحله ی شناخت خودتونه!!!! اينجاس که ميفهمی با خودت و اطرافيانت چند چندی!!! 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 دلم گرفته...
از همه ی بی تفاوتی ها...
از همه ی فراموشی ها...
از همه ی بی اعتمادی ها...
کاش معلمی بود و انشایی می خواست...
" روزگار خود را چگونه می گذرانید؟.."
تا چند خطی برایش درد و دل کنم...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

پ.ن: خدایا شکرت....
پ.ن: کاش بارووون بیاد... 
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1392ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط خودم|



‫ﺍﺯ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ, ﺣﺬﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ...

ﻋﺎﺩﺗﻬﺎ ﺭﺍ

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﺎ ﺭﺍ

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ . ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ . ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ

ﯾﮏ ﮐﺎﻏﺬِ ﺳﻔﯿﺪ ...

ﯾﮏ ﺑﻪ ﻧﺎﻡِ ﺧﺪﺍ !

ﯾﮏ ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺮِ ﺧﻂ

ﺍﺯ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﻮﺩﺕ

ﺑﺮﺍﯼِ ﺩﻟﺖ

ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﯽ

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ

ﺍﺯ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ

ﺑﺮﺍﯼِ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩﻥ .. ﺁﺩﻡ ﻣﺎﻧﺪﻥ

ﺑﺮﺍﯼِ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ

ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﻮﺩﺕ

ﻣﯽ ﺭﻭﯼ

و

ﭘﺸﺖِ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﯿﻢ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ ..



پ.ن: و وقتی که توی غربت هستی
       دو بار در هفته دلت میگیره
       یکبار عصرهای روز جمعه 
       به یاد جمعه های ایران
       و شعر جمعه زنده یاد فرهاد
       و یکبار دیگه عصرهای روز یکشنبه
      چون درست مثل عصرهای جمعه ایرانه...


نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط خودم|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» سکوت....!!
» 
» 
» 
» 

 Design By : Pichak